Friday, 12 August 2011

مرد و موم


ظریفی گفت با مردی خردمند
چه سان مردم توانم کرد در بند
بدو گفتا که ا ی فرزانه دختر
بزن بر مرد خود چون غنچه لبخند
یقین با ناز و با شیرین ادایی
نشانی گردنش زنجیر پیوند
که زنها چون عسل مردان چو مومند
به هر شکلی که خواهی نرم گردند 
امان 

No comments:

Post a Comment