Tuesday, 30 August 2011

اسیر


اسیر طره گیسوی مشک فام تو ام
چو مرغ عشق درون قفس به دام تو ام
دلم ز لعل لبت بوسه ها طلب دارد
به جستجوی تو ام دم به دم به بام تو ام
تو پادشاه ملائک نشسته بر تختی
و من به عالم خاکی چنان غلام تو ام
هزار سال اگر بگذرد ز دوری تو
رود به ورد زبانم همیشه نام تو ام
در آرزوی وصالت به سر نهم بالین
خدای عشق رساند مرا به کام تو ام
شبی که شمع وجودم رود به خاموشی
خوشم به محفل یاران که شمع شام تو ام

No comments:

Post a Comment