Tuesday, 2 August 2011

زاینده رود


ترا نه ای با صدای دلنشین آقای معین هنرمند ارزنده همشهریمان حتما شنیده اید با این مضمون
دلم میخاد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم
برم اونجا بشینم در کنار زاینده رود
بخونم ازته دل ترانه و شعرو سرود
و الا آخر که بسیار زیباست و زیباتر اجرا شده ولی در این روزها که آدم دلش خون میشه وقتی زاینده رود را می بینه دیگه دلش نمیاد این ترانه زیبا را گوش بده و افراد بی حوصله و بیکاری مثل من هم میرو ند  و متن ترانه را تغییرمیدهند و به صورت زیر در می آورند و با هما ن آهنگ  میخوانند
دلم میخواست  که  یک  الاغی داشتم  
تو د ست را ستم  یه  چراغی  داشتم
روزا با الاغ خود،  ازاین ورزاینده رود
می بردم توریستا رو،  یکی یکی اون وررود
یکی یکی اون ور رود  
شب که میشد،  با الاغم، میروندمش تو رودخونه
ا و نقدر یونجه میخورد ش  ، بشه مست و دیوونه
بشه مست و دیوونه   
چی بگم ، با کی بگم ، زاینده  رود  یونجه  داره
دیگه از آب خبری نیس تا  بخا ی خشکی داره
تا  بخای خوشکی داره
تا  بخای خشکی داره  
بخدا این دل من پر از غمه
خر من یونجه براش یه مرهمه
هرچی من بهش میدم کا ه وعلف
هی میگه با زم ، کمه بازم کمه
چی بگم با کی بگم
 زاینده رود یونجه داره
وسطش یونجه شده
 یه ذره آبم نداره
وسطش یونجه شده  
یه ذره آبم نداره
نه دیگه این وا سه ما رود نمیشه
وا سه مردم دیگه  پر سود نمیشه
دیگه مردم نمیرن بر سر پل
جز یه مشت دیوونه و یک کمی خل
چی بگم با کی بگم
زاینده رود لاله زاره
برای الاغ  من  یه عالمه  یونجه  داره
برای الاغ من یک عالمه یونجه داره
یاد کاهو و سکنجبین های سر پل خواجو به خیر 

No comments:

Post a Comment