عشق تا در سینه مهمان میشود
سینه سر تا سر گلستان میشود
عطر آ ن جان ر ا معطر میکند
شام ظلمانی چراغان میشود
هر سخن در گوش جانت نغمه ای
در دلت نو ر ی نمایان میشود
گامهایت در مسیر راه سخت
نرم و آ را م و خرا مان میشود
عشق خود درد است و هم داروی درد
با وجودش درد درمان میشود
هر که را عشقی به دل شوری به سر
خانه اش باغ بهاران میشود
گر نداری عشق مردم در دلت
مردم چشم تو گریان میشود
خاک سرد از بذر عشق باغبان
سبز و شاداب است و بستان میشود
بشنو از من این نصیحت گوشدار
زندگی بی عشق زندان میشود
امان
No comments:
Post a Comment