قند و عسل از لعل لبت وام گرفته
مهتاب ز چشمان تو الهام گرفته
چون باد صبا موج دهد زلف سیاهت
از ساحل دل راحت و آرام گرفته
ساقی به در میکده عابد به کلیسا
با عشق تو آسیمه به سر جام گرفته
گر شمع دهد جلوه به میخانه و محراب
نور از تو ، صفا از تو، بهر شام گرفته
تا کی به تمنای تو بر راه نشیند
این دلشده کز عشق تو فرجام گرفته
خوش آن گل باغی که به هنگام بهاران
آغوش تو را داده ز تو کام گرفته
وقت است امان راه به کوی تو گشاید
این مژده که از کوی تو پیغام گرفته
No comments:
Post a Comment