Thursday, 27 October 2011

خانه خدا


درون کعبه نشانی ز حق تعالی نیست
نشانه ای ز طلاجات و فرش اعلا نیست
برای خواب خداوند تختخواب از عاج
برای صرف غذایش ظروف زیبا نیست
ز مبلمان طلا پوش و مخمل و زربفت
ز پرده های مزین به نقش و دیبا نیست
چرا که خانه پروردگار هر دو جهان
دل است و زینت آن نیزجزبه تقوا نیست

Wednesday, 19 October 2011

زمستان

درختان خوابشان آغاز کردند
که تا فصل بهاران باز گردند
زمین رنگین شد از برگ درختان
ز گل پروانه‌ها پرواز کردند
درون برکه‌ها صد‌ها پرنده
سفرهای زمستان ساز کردند
رفیقان در کنار یکدگر باز
در میخانه‌ ها را  باز کردند
خوشا آنانکه در فصل زمستان
د می با یار خود د مساز گردند


محفل خوبان


ای که در محفل خوبان همه جا نام ز تست                
 دل طوفان زده را راحت و آرام ز تست
آنچه زینت دهد این کلبه تنهائی را                            
 یادگاران بجا مانده در ایام ز تست
بامدادان که سر از خواب بر آرم تنها                           
عطر آکنده به بالین من از شا م ز تست
ساغر از باده تهی گشته نماندش ساقی                  
آخرین قطره جا مانده در این جام ز تست
سرکش این جرغه و پیمانه جانم بشکن                   
آفتابی که نشسته است بر این بام ز تست  


Saturday, 8 October 2011

شب شکرگذاری

  در برخی از کشورهای غربی روزی بنام شکرگذاری دارند که با کشتن و خوردن بوقلمون از خداوند سپاسگذاری میکنند
همانکاریکه ما با گوسفند ودر روز عید قربان میکنیم به هر حال این شعر بر این مضمون است


اند ر حکایت شب شکرگذاری

 

یک بوقلمون به دیگری گفت
امشب نتوان براحتی خفت
من در عجبم که این خلایق
از بهر چه شکر ایزدی گفت
گر در صد د ند تا خداوند
بگذشت و گناه هر یکی رفت
جان من و تو ا ز چه ستانند
بیهوده و بی جهت بسی مفت 
گویند که مردمان پیشین
چون آمده اند و میخکی کفت
نسل پدران و مادر ما
هی کشته و خورده اند جفت جفت
اکنون شده رسم روزگاران
از ما بکشند و شکر می گفت
ایکاش که مردمان در آنروز
یک تن ز خودش نپخته یا پخت
می کشت و بخورد تا به امروز
خود را بخورد و شکر آن گفت