زمانی مسئولیت کارخانه ای را دریکی از نقاط کشوربعهده گرفتم. چگونگی انتصابم را دربخشی ازخاطراتم بنام ازخیال تا واقعیت به تفصیل نوشته ام که در زمان خود به آن می پردازم . این یادداشت انتقال تجربیات دوران سرپرستی یک واحد تولیدی وصنعتی کاملاً متفاوت با تجربیات قبلی من است که ازنظرتکنیکی هیچ گونه سنخیتی با تجارب گذشته نداشت. اما ازآنجائیکه بطورکلی انگیزه است که انسان رادرهرکارموفق میکند من نیزبراساس انگیزه حضوردرآن منطقه به راحتی خود را با تکنیک جدید آشنا کردم
هدف اصلی من از نگارش این خاطره چگونگی برخورد با کسانیست که درواحد های تولیدی به عنوان ابزار تولید از آنان استفاده میشود
متاسفانه برخی صاحبان صنا یع و یا مدیران میانی بر اهمیت توجه و احترام به کارگران به عنوان یک ضرورت باور ندارند و براین تصورند که هم چون ماشین آلات تولید هرکس باید وظیفه اش را انجام دهد و هرگاه فرسوده شد از دورخارج شود ، در حالیکه همانگونه که حتی ماشین آلات تولید در صورت رسیدگی و تعمیر به موقع توان بازدهی بهتری خواهند داشت به طریق ا ولی کارگران در صورت توجه به آنان که هم جنبه انسانی دارد وهم بهره وری قا در خواهند بود نقش بسیار کارسازی در روند کار تولید و گردش چرخ های کارخا نجات داشته باشند
جنگ وعواقب آن کارخانه را با کمبود شدید قطعات یدکی مواجهه کرده بود و حجم ضایعات تولید نیزازحد متعارف بیشتربود وکارگران نیزباکمترین انگیزه به کاریا درحقیقت روزمرگی ادامه میدادند. این روند برای من قابل تحمل نبود وبا حمایت صمیمانه مدیرعامل شرکت که نام او و یادش همیشه برایم گرامیست دست به کارشدم محیط کار آلوده بود به دود وغلظت شدید آلاینده های تولید ودرچنین شرایطی کارگران خسته ا زکا رکه ازساعات اولیه روزشروع میشد برای صرف صبحانه هایی که با خود داشتند کف زمین آلوده درهمان سالن پرازدود می نشستند وصبحانه خود را صرف میکردند . درحالیکه سالن غذاخوری مناسبی وجود داشت و مدیران پیشین آنرا به صرف ناهار اختصاص داده بود وصبحانه و شام کارگران درچنان محیط آلودهای صرف میشد. با تغییراین روند وصرف صبحانه و شام درسالن غذاخوری وتلاش برای کاهش آلودگی سالن تولید با نصب سیستم های تهویه و عملا احترام به شآن و شخصیت کارگران شرایط روحی آنان وارتباط بین ما ارتقاء یافت مدیرفنی جوانی که او نیزهمیشه درخاطرم محترم خوا هد بود وظایف فنی کارخانه را بعهده داشت با یاری او ومساعدت کارگروظیفه شناس و پاک ومومنی که به سید معروف بود گروهی ازکارگران متخصص وظیفه بازسازی وبازیافت قطعات فرسوده را به عهده گرفتند ومقررشد مادامی که این گروه مجوز استفاده ازقطعات نو را ندهد هیچیک ازقطعات نوکه درانبارکارخانه وجود دا شت مورد استفاده قرارنگیرد وبدین ترتیب بیش ازپنجاه درصد ازمصرف قطعات یدکی نو کاسته شد و صرفه جوئی قابل توجهی درخرید قطعات صورت گرفت. ازجمله اقدامها ی دیگردرجهت رفاه کارگران صورت گرفت فروش ضایعات و استفاده از درآمد آن برای تاسیس شرکت تعا ونی مصرف و خرید مواد آن بود و بدین ترتیب کارگران توانستند ازمزایای آن بهره مند شوند...
درحالیکه تا آن زمان بیش ازدوسوم محیط کارخانه را ضایعات پوشانده بود باجمع آوری ضایعات فضای سبزکارخانه بازسازی شد و با احداث زمین فوتبال وزمینهای ورزشی دیگروایجاد تیم های ورزشی ومسابقات بین کارگران کارخانه و سایرکارخانجات ،و درآمد ناشی از اجاره زمین های ورزشی به تیم های ورزشی سایر کارخا نجات و استفاده از آن برای تهیه نیاز مندیهای ورزشی کارگران روحیه تازهای بین کارگران به وجود آمد وروند تولید و کیفیت آن به حد ی افزایش یافت که ازبرنامه ریزی وسیاست گذاری شرکت پیشی گرفت. درپایان سال تحصیلی به فرزندان کارگرانی که درمدارس خود نمرات ممتازبه دست آورده بودند درکارخانه با مراسم خاصی جوایزوهدایائی داده شد وازمحل درآمد ناشی ازضایعات و اجاره محیط های ورزشی به هریک ازآنان کمکهای تحصیلی نقدی صورت گرفت به نحوی که درسال دوم و سوم یک باره تعداد فرزندان کارگرانی که به درجات ممتازرسیده بودند چندین برابرشد وخانواده های آنان ازاین انگیزه پیشرفت خرسند و درشگفت بودند.
درسال سوم یکی ازکارگران کارخانه که دست به ابتکارقابل توجه و بسیار ارزان و سا ده ای درزمینه کاهش ضایعات تولید و بالا بردن کیفیت تولیدات زده بود با معرفی به سازمان های ذیربط بعنوان کارگرنمونه استان انتخاب شد ودر آن سال کارخانه نیزجزو تمامی کارخانجات منطقه بعنوان نمونه شناخته شد وافتخار بزرگی برای من و مدیریت شرکت به دست آورد.
با استفاده ازکمک و اعتبار واگذاری از طریق شرکت صندوق وام قرض الحسنه ایجاد و درموارد نیاز کارگران را دررفع مشکلات مالی یاری میکرد . در تمامی این موارد شورای اسلامی کارگران و خود کارگران همکاری و نظارت کامل داشتند.
فعالیتهای فرهنگی ومذهبی با رونق بخشیدن به محیط مذهبی کارخانه و استفاده ازوجود افرادی که وقوف کامل به اهمیت رشد و اعتلای مسئولیت پذیری کارگران داشتند گسترش یافت وکارگران مشارکت قابل توجهی دراین زمینه ها ازخود نشان دادند.
متأسفانه درپایان سومین سال در حالیکه کارخانه دربهترین شرایط تولید وبازدهی خود قرارداشت ومن میکوشیدم خطوط تولید جدیدی درجهت گسترش آن راه اندازی کنم تغییر درمدیران و اختلافات بین شرکاء ومدیران وعزل یکایک مدیران گذشته و مداخله مدیرانی با طرزتفکرجدید مراهم تحت تأثیرقرارداد و مجبوربه ترک کارخانه وبطورکلی منطقه شدم .
پایان.