ای عطرتنت سنبل وچشمان تو پرخواب
بالای توچون سروسهی چهره چومهتاب
آهو به خرامید ن تو ا شک حسد ریخت
دل ها همه در سینه به دیدار تو بی تاب
عطارکه با مشک ختن درسروکار است
ازعطرتومست است وبخودپیچدودرتاب
بر کو چه تا ریک د لم گا ه قد م نه
آ هسته میا بهر خد ا تا شد ه بشتا ب
امان
No comments:
Post a Comment