Friday, 23 September 2011

مهمانی

 فرصتی  دست داد تا ساعتی را در میان گروهی از ا رشدان سنی بگذرانم ، این فرصت ارزنده را شاید که موفق شوم باز بدست آورم از اینرو شعری که در ارتباط با این گروه و این روز سروده ام را نیز دوست داشتم در این مجموعه بماند 

ا مر وز در میان شما خوش به ما گذشت
گل بود و بلبل و یاران چه با گذشت
شعر و ترانه و عشق و صفا و مهر 
با کوله بار تجربه از آنچه را گذشت 
در چهره های پر از شور دوستان  
موجی ز شادمانی و امید ها گذشت 
ای مردمان خوب به عشق آشنا کنون 
بس سالها که بر من و هم بر شما گذشت 
وقت نشستن است به آرامی و سخن 
از روزگار و آنچه در آن ماجرا گذ شت 
دستم گرفته دوست برد پا به پا ی خویش
راهی که یک تنه مشکل ترا گذشت 
جای سپاس و شکر که یاران با صفا 
ره را گشوده اند که هموار ما گذشت 



No comments:

Post a Comment