وای بر حال کسی کز غم مردم بگریزد
بر خود اندیشه کند از دل مردم بگریزد
سر به با لین بگزارد به سرا پرده گرم
ازتن سرد و شب تیره مردم بگریزد
بهرنان روز و شبش را به تکاپو سپرد
از سر سفره بی توشه مردم بگریزد
زن و فرزند به نا زند و مرفه به غنا یم
چون رسد نوبت همسایه زمردم بگریزد
این جهان فا نی و گویند جهان دگری هم
نتوان در دو جهان ناله مردم بگریزد
امان
No comments:
Post a Comment