<ای رفته از برم به دیاران دور دست>
در گوشه گوشه این سرزمین پاک
در سایههای درختان یاس زرد
هر جا که با د شانه زند گیسوان بید
هر دم که میپرد از شاخه گلی
پروانهای که نشیند به دیگری
در باغ های سنبل و در دشت لاله ز ا ر
با هر شکوفه به هنگامه بهار
در خاطر منی، در خاطر منی
با چلچراغ یاد تو روشن شود دلم
هر شب خیال تو آید به بسترم
تنها و بیقرار در این کوچههای شهر
فصل بهار و زمستان
خزان زرد
من با خیال تو پرواز میکنم
در منظر منی
>با هر نگین اشک به چشم تر منی>
>هر جا به هر نشان در خاطر منی>
در باور منی
No comments:
Post a Comment