عشق را معنی کن
دخترک گوشه یک تخته سیاه
گونه اش چون گلبرگ
سرخ از شرم نگاه دگران
نرم و آهسته نوشت
عشق یعنی همه چیز
عشق برخورد دو احساس لطیف
که از آن شعله گرمی خیزد
بشکند لایه یخ های دلت
و زچشمان توچون سیل سرازیرکند
اشک شوق
گریه از خوشحالی
دخترک گوشه یک تخته سیاه
گونه اش چون گلبرگ
سرخ از شرم نگاه دگران
نرم و آهسته نوشت
عشق یعنی همه چیز
عشق برخورد دو احساس لطیف
که از آن شعله گرمی خیزد
بشکند لایه یخ های دلت
و زچشمان توچون سیل سرازیرکند
اشک شوق
گریه از خوشحالی
عشق یعنی همه چیز. همه جا. همه وقت
با تو بودن به ابد
امان
No comments:
Post a Comment