قسم به آبی دریا به آسمان بلند
قسم به خون شهیدان به لاله های سهند
قسم به اشک یتیمان به سوز پروانه
به ناله های مرغ اسیری که پر زند در بند
قسم به عشق به دلداده گی به شیدایی
به اختران فروزان چو چلچراغ به بند
قسم به مهربه شوریده گی شکیبایی
به غنچه های بهاری که میزند گلخند
قسم به دوست به عاشق به درد رسوایی
به گیسوان بلندش که طعنه زد به کمند
که قاصر است زبانم سپاس مادر گفت
من عاجزم نتوانم دلش کنم خرسند
خدای قادر منان مرا عنایت کن
بسا که باز نشانم به چهره اش لبخند
No comments:
Post a Comment