درختان در خزان بی مهر تو زیبا نمی گردد
زمین و آسمان بی اذن تو بر پا نمی گردد
به گردون کهکشانها درزمین باغ و گلستان ها
چو بر گیری نظر جانا دگر بر جا نمی گردد
اگر دل بر کشی میخانه از سا قی تهی گردد
به کوی عاشقی وامق پی عذرا نمی گردد
به شام تا ر دلداران اگر شمعی نیفروزی
دگر پروانه ای رقصان و بی پروا نمی گردد
به محراب تو هر کو سر نهد از روی شیدایی
میان جمع رندان بی گمان رسوا نمی گردد
خدای قا دری تنها تو نقاشی گلستان را
گلی بی خامه ات ای باغبان رعنا نمی گردد
No comments:
Post a Comment