Friday, 29 July 2011

چفت

 در ۱۰۵ کیلومتری غرب اصفهان شهریست که در گذشته نامش قهفرخ و امروزه فرخ شهر است در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی این شهر کوهیست بلند به نام چفت و از بلند ترین کوههای منطقه است بنحوی که چون شب بر قله آن بنشینی میتوانی نور چراغ های شهر اصفهان را در یکصد کیلومتری ببینی این کوه در دامنه هایش دارای چشمه های آب فراوان و گوارا و نیز دردره های متعدد ش گیاهان طبی متفاوت و گلهای متنوع بوفور دیده میشود در دامنه این کوه همچنین دو مزرعه به همان نام کوه قرار گرفته که دارای آب قناتیست که بیش از یک صد سال است جاریست و بسیار سرد و گواراست 
شا عری از اهالی منطقه بنام دانش در وصف این کوه سروده ای دارد که متاسفانه در دست نیست و من با الهام از چند بیت آن که به یاد دارم این سروده را به نام آن کوه  و برای ثبت نام آن که درخاطراتم جای ارزنده ای دارد سروده ام 

<کوهیست بلند نام وی چفت>

<کز وی به سپهر میتوان رفت>
<در هر دره ا ش هزار گود است>
<هر گود چو گنبد کبود است>
آن‌ گلدره ا ش که لاله زاریست
چون دامن نازنین نگاریست
بر قله آن اگر نشینی
از بام فلک ستاره چینی‌
صد چشمه روان چو آب دیده
هرگز به زمین کسی‌ ندیده
در دامنه ا ش شکار گاه است
جولانگه خان و پادشاه است
هر سال که می‌رسد بهاران
با با د صبا به کوهساران
از هر دره بوی عطر آید
وصفش به هزار شعر ناید
از چفت به اصفهان توان رفت
زین روست که نام او شده چفت

فرق است میان شعر< دانش>
با آنکه امان کند نگارش

No comments:

Post a Comment