حاصل آمدن و رفتن یک ثانیه را
عمر ما مینامند
هر چه آین ثانیهها میگذرد
عمر کوتاه شود
هیچ کس قادر نیست
گذر ثانیه را، متوقف سازد
و لذا
عمر هم میگذرد
تا به آخر برسد
و ترا راهی نیست
عمر پایان د ا رد
تو نمیدانی کی و کجا
تو در این فاصله ثانیه ها
زندگی خواهی کرد
و شتابان به جلو
و ترا راهی نیست
تو در این دایره تنگ زمان
که فقط فاصله یک نفس است
زندگی خواهی کرد
عشق خواهی ورزید
و تکاپو بسیار
تا که سیراب شوی
زانچه در دل خواهی
و ترا راهی نیست
گاه این ثانیه ها
تلخ و شیرین دارد
گاه آرام و لطیف
و دمی سخت و خشن
و تو همراه زمان
خواهی رفت
و ترا راهی نیست
تو فقط مختاری
که به این ثانیه ها
طعم شیرین بخشی
یا که تلخش سازی
عشق را پیشه کنی
با محبت سرشار
یا به نفرت سپری
نفست در هر بار
و ترا راهی نیست
امان
No comments:
Post a Comment