Friday, 29 July 2011

کرامت عشق




دلم گرفته ا ز این مردمان پست و پلید 
که قدر عشق نداند صدای دل نشنید
هرآنکه ا رج نداند به دل کرامت عشق
صفای عاشق صادق کجا تواند دید
به گل چو آب دهد باغبان ز شیره جان
توان که غنچه زیبای آن به سر خندید
خدای عشق چنین هرزه گان بی مقدار
بود که ریشه آنان از این جهان بر چید
تو قدر خویش نگهدا ر زانکه در دل باغ
هرآنچه هرز رودبایدش ز ریشه کشید 
امان 

No comments:

Post a Comment