روی دیوارکوچه ما
خوانده بودم عبارتی شیرین
عاشقی گوئیا نوشته شبی
دارمش دوست والسلام وهمین
دیگری زیرآن نوشت: رفیق
نگذاری که او بفهمد این
روزدیگر نوشته بود رفیق
که خبردارد ازدل مسکین
آن رفیق شفیق نوشت
بایدت سوخت چاره نیست جزاین
No comments:
Post a Comment