صداها مهربان همچون گذشته
ولی سرد است و غمگین است و پردرد
صداها بازتابی ازدرونند
سخن گویند ازدل های محزون
به لب ها خنده اما سرد و بی روح
دگر شور و نشاطی نیست در سر
دگر امید ازدل رخت بسته
دگر دل ها همه تنگ است و خسته
دلم تنگه برای شادمانی
دلم تنگه برای آن زمانی
که لب پرخنده دل ها بود روشن
خدایا گرد غم بردار و بنشان
بجایش شادمانی . نور . امید
No comments:
Post a Comment