درون خانه دل غم چنان گرفته مکان
که جای سکنت یک خنده را مدارا نیست
عجب مدار اگر خون ز دیده می بارد
که آب چشم دل ها ز سنگ خا را نیست
چو تیر هجر نشیند به قلب سینه یقین
بجای خون دل آندم می گوارا نیست
فراق یار فرا چون رسد به خانه دل
به جای گریه دگر چاره ای امان را نیست
No comments:
Post a Comment