به من چه ! به ما چه ! به تو چه ! کلماتی درد آور ، نابود کننده ، خفت بار، و برهم زننده نظام زندگی اجتماعی ورفتاری نامتناسب با شان انسانیست.
نادیده گرفتن نابسامانی هائی که به عمد ویا به سهو بوسیله هرکس ، اعم از فردی عادی ازمیان مردم کوچه و بازار و یا مقامی بلند مرتبه درزمینه های گوناگون صورت می گیرد ، خیانت به کل جامعه و به قواعد اخلاقی و انسانی و تائید وحمایت ازمتجاوز به حقوق انسانهاست.
شهروندی که لیوان نوشابه اش را درکنار خیابان رها می کند یا پزشکی که توجه لازم را به بیمارش نمی کند و یا پرستاری که الفبای کارش را یا نمی داند و یا نمی خواهد مراعات کند و مردان سیاسی و یا دیگر مدیران اجتماع که ازاقدام درزمینه رفع ناملایمات مردمی طفره می روند و تنها درزمان های خاص ازجمله انتخابات است که مردم برایشان مهم شده و با لبخند های فریبکارانه می کوشند تعداد بیشتری را به خود جلب وجذب کنند ، شهرداران و کارکنان مراکزخدمات شهری و سرویس دهندگان به مردم که بی تفاوت از کنارزشتی های اجتماعی می گذرند ، حتی پلیسی که تکلیف برقراری نظم اجتماعی و حمایت از مردم را دارد ، درصورت عدم توجه به تکالیف خود ، درمقابل قانون به نحوی برابرمسئول و قضاوت اجتماعی درمورد آنان یکسان صورت می گیرد و باید بگیرد.
عدم توجه انسان ها نسبت به یکدیگردرموارد نیازو یا درشرایطی که اخلاق و انسانیت حکم می کند به یاد یکدیگر باشند ازجمله دردهای رو به فزونی جامعه و متاسفانه بخصوص در میان ما ایرانیان است .
بهانه های گوناگون ازقبیل گرفتاری های کاری و کمبود وقت و مشکلات خانوادگی واین قبیل هرچند شاید واقعی ، لکن از تکالیف انسانی نمی کاهد واتفاقا انسان شایسته و قابل ارزش آن است که علیرغم مشکلات خود ، درفکر یاری و یا حداقل همدردی با دیگران نیزباشد.
مطلبی هفته گذشته درزمینه انجمن های ایرانیان درتورنتو و دلایل عدم گرایش مردم به آن نوشته شده بود که نویسنده محترم فعالیت های این گروه ها درارتباط با مسائل سیاسی را باعث نگرانی مردم و موجب عدم مشارکت آنها دانسته بود. حتی اگراین واقعیت که بسیاری ازقبیل شوهران پروازی و کسانی که سرمایه وکارشان درایران و زن و فرزندانشان دراینجا و صد البته درونکوورزندگی می کنند و یک پایشان ایران و یکی دراینجاست درست باشد که هست، منافاتی با این امرندارد که مسائل ازیکدیگر تفکیک شوند وهرکس به کارخود بپردازد.
گروه هائی برای رسیدگی به دردهای اجتماعی شکل گرفته وتنها دراینگونه موارد فعال باشند تا مردم براحتی برای احقاق حقوق قانونی خود بتوانند مشارکت نمایند و دیگران نیزکه مایلند فعالیت سیاسی داشته باشند درزمینه اصول خود تلاش کنند و به سایرامور جاری زندگی مردم کاری نداشته باشند .
مشکل این است که ، همه می خواهند همه کاری بکنند و نخود هرآشی باشند و ازهرنمد برای خود کلاهی بسازند ! که گفته اند، هرکه به یک کار، به همه کاروهرکه به همه کاربه هیچ کار، و همه کاره بودن این گروه ها حاصلش هیچ خواهد شد.
برای دومین باراست دراین مقوله می نگارم واگرلازم باشد صد بارنیز خواهم نوشت وتکلیف خود میدانم تا به مدیران دولتی درکشوری که مدعی بسیاری ازصفات حسنه اجتماعیست و به نمایندگان محترم و مدیران شایسته ایرانی وآنان که زبان فارسی را میدانند یاد آوری کنم تا همکاران خود و مدیران غیرایرانی را درزمینه های مرتبط دراین نوشتاردرجریان قراردهند و بی تفاوت ازکنار واقعیت ها نگذرند .
هرگزسروکارتان با واحدهای اورژانس بیمارستان ها افتاده است؟ هیچگاه بیست ساعت درراهروهای بیمارستان ها برای انجام عمل جراحی اورژانس درد کشیده اید؟ برایتان اتفاق افتاده که بجای عکسبرداری ازنقطه ای که پزشک دستورداده ! گوشه دیگری از بدنتان را عکسبرداری کنند ! آنهم پس ازیکساعت انتظارودرشرایط اورژانس؟ هرگزپرستاری برای نگهداری ازشما اعزام شده که صریحا بگوید ، دست به تو نمی زنم ! چرا که شرایطی خطرناکی داری واگراتفاقی بیفتد ممکن است از من ادعای خسارت کنی!؟ این ها گوشه های کوچکی ازدردهای اجتماعی درجامعه پزشکی کانادا و یا حداقل درقسمتی ازشهربزرگ تورنتوست که اگر بی تفاوت بگذرید ، بردامنه آن افزوده خواهد شد .
خواهند گفت امکانات کم است ، جمعیت رو به افزایش است ، پزشک و پرستار به اندازه کافی نیست،
اتفاقا سوال اینجاست ، حداقل برای من این سوال است ، درمدت زمان پانزده سال گذشته که بیش ازهزاران ساختمان تجاری و مسکونی سربه فلک کشیده ودرگوشه وکناراین کلان شهراحداث شده ،و در حال احداث است ، چه تعداد بیمارستان و واحد درمانی ساخته شده است و درشرایطی که میلیون ها مهاجرازسراسرجهان پذیرفته شده اند ، چه تعداد مرکزآموزشی و دانشگاهی و مراکز آموزش پزشکی ایجاد شده است ؟
چه خوب است ، نمایندگان محترم و منتخب مردم و مدیران و وزرا و مسئولین ، آماری ازاحداث چنین مراکز مفید و مورد نیاز حال و آینده مردم را ارائه دهند، وبرای خود افتخاری باقی بگذارند تا مردم بدانند تنها فعالیت آنها به ، باربکیو پارتی و شرکت درمیهمانی های آنچنانی و سفرهای مطالعاتی و ایجاد مراکز جذب توریست و مراکز تجاری و بارها و رستوران ها و هتل های آنچنانی خلاصه نشده است!
برگردم به خیابان های شهر، هرگزنگاه مدیری به نرده های کنارخیابان یانگ درمنطقه ریچموند هیل و یا بسیاری ازنقاط دیگرشهرافتاده است؟ هرگزلابلای گل ها وحاشیه کوچه ها را با نگاه مسئولانه دیده است؟ آیا به صرف این که کامیون حمل ذباله هرروزو یا هرچند روزیکبار، سطل های ذباله را حتی بدون آن که راننده ازپشت فرمان پیاده شود تخلیه می کند ؟ وظیفه شهرداری بانجام رسیده است؟ آیا نظافت شهردرهمین حد کفایت می کند؟ گه گاه به یاد رفتگران زحمتکش شهرداری های خودمان می افتم که جایشان بسیارخالیست و با روش و رفتارهای اجتماعی مردم و مدیران شهری! بوجودشان بسیارنیازاحساس می شود !
اگرمثل من ازمشتریان پروپا قرص کانال تلویزیونی سی پی 24 باشید ، بتدریج هنگام خروج ازمنزل ، یک دشنه بلند و یک قبضه اسلحه کمری و یک کلاه خود و زیر لباستان یک زره آهنی خواهید بست و برای راهپیمائی به جای رفتن به پارک ها ی خلوت ، حتما وسط خیابان های شلوغ را انتخاب خواهید کرد ، چرا که روز به روزبردامنه ناامنی درشهرتورنتو واطراف آن افزوده می شود و کسی کاری ندارد که تو، مردی و یا زنی ؟ پیری و یا جوانی؟ زیبائی و یا زشتی ؟ اول می زند و یا تجاوز می کند و یا می برد واگراعتراض کنی می کشد ! حال بعد چه شود ؟ خدا خود میداند!!
شبی نیست و یا روزی که چند تن با چاقو بجان هم نیفتند و یا با گلوله یکدیگررا نکشند و یا در پارک ها و در نقاط خلوت به دخترسیزده ساله تا خانمی هفتاد ساله تجاوزنکنند !درخبرها آمده بود که پرستاری مرد به پیرمردی نود ساله تجاوز کرده است ! واقعا به کجا می رویم؟ اگر بی تفاوت بگذریم ، ازاین هم بدترخواهد شد ! زن و فرزندانتان امنیت نخواهند داشت ! اموالتان و آرامشتان نابود خواهد شد ، و جزیره امن کانادا به مکانی امن برای متجاوزان و نا بخردان و جنایتکاران و خودخواهان مبدل خواهد شد!
ازمکانی مشخص نام نمی برم ، چرا که این گونه ارائه خدمات و نیزشرایط را دربسیاری ازواحدهای خدماتی و درسطح شهرتورنتو و شهرهای اطراف آن می توان دید و لمس کرد و ازاخبارکانال های رادیوئی و تلویزیونی شنید ودید!!
واقعا تاکنون کسی به آنچه که گفته شد مبتلا نشده؟ آیا تمامی آنچه خواندید ناشی ازدیدگاه منفی من است؟ آیا بزرگنمائی کرده ام ؟ میدانید که اینچنین نیست !
چرا نمی گوئید ؟ چرا نمی خواهید؟ چرا بی تفاوت می گذرید ؟ فرزندان شما باید دراین جامعه رشد کنند و باید یاد بگیرند که ازمحیط زندگی خود نگهداری کنند و باید بتوانند درمحیطی سالم زندگی کنند وباید نسبت به آنچه برسرشان خواهد آمد بی تفاوت نباشند.
آهسته نروید وآهسته نیائید ! نترسید ازاین که گربه شاختان بزند! حداقل بنظرمی رسد دراین مملکت گربه ای نیست که درمقابل حرف حساب تاب نیاورد ! اگرهریک ازما به تکالیف اجتماعی خود عمل کنیم ، تجاوز به حقوق اجتماعی کاهش خواهد یافت و متجاوز فرصت نخواهد داشت تا به رفتارمتجاوزانه خود ادامه دهد.
ازمدیران محترم و نمایندگان مردم و دولتمردان و زنان وهرکه خود را انسانی مسئول می شناسد درخواست و دعوت می کنم با چشمانی بازتربه اطراف خود بنگرند و درمقابل آ نچه برمردم می گذرد عکس العمل مناسب ازخود نشان دهند .
ازمردم کوچه وبازار، درخواست می کنم بی تفاوت ازکنارآنچه برآنها می گذرد عبورنکنند ، حتی اگرکسی لیوان نوشابه اش را درکنارخیابان رها می کند ! و یا سیگارش را ازشیشه خودرو به بیرون پرتاب می کند! ویا بیست ساعت شمارا درراهروی بیمارستان برتخت اورژانس رها می کند! به آن کسانی که باید بگوئید و نشان دهید که صاحب حقید و باید به حقتان احترام بگذارند.
نگذاریم بی تفاوتی و بی بند وباری و سایر بیماری های اجتماعی واخلاقی، ازقبیل خودخواهی و خود پسندی و نان را به نرخ روزخوردن ، دامانمان را بگیرد . احساس مسئولیت را ازدرون خانواده ودرمیان اعضائ خانواده و با رفتارخود به فرزندانتان بیاموزید و به آنان یاددهید که ازکنارمسائل بی تفاوت نگذرند.
No comments:
Post a Comment