بنا دارم ازآنچه درذات ما بعنوان ایرانی نهادینه
شده ولی تحت تاثیر شرایط و برخی ازعوامل اجتماعی وشاید اقتصادی وسیاسی کمرنگ و
گاه می رود به بی رنگی مبدل شود بنویسم.
قصدم ازاین نوشتار ، پند واندرزونصیحت نیست ، چرا
که خود را دراین اندازه نمیدانم واصولا خود نیزبه بسیاری ازاین توجهات نیازمندم وهمانگونه
که اشاره شد قصدم بازگو کردن امید ها و آرزوهاست.
صرفنظرازامید وآرزوی نهائی تمامی ایرانیان
دورازوطن که بازگشت به خاک خویش وقرارگرفتن درکنارعزیزانشان وتنفس درهوای وطن
است وعشق به آن سرزمین دردلها موج می زند وهرگاه چشمی درچشمی می افتد برق این امید
است که خود نمائی می کند واین آرزوست که برزبان جاری می شود وفارغ ازدغدغه های
سیاسی واجتماعی واقتصادی که بود ونبودشان درتمامی جهان اثر گذارشده است ، میخواهم
به یک نکته اساسی بپردازم وباوردارم ازوظایف من بعنوان ایرانیست که بازگوکنم
براین اعتقادم که مانند تمامی ملل جهان که درسال
های اخیربه هردلیل ترک وطن کرده و درکشورهای گوناگون سکنی گزیده اند
ایرانیان نیزبایستی بپذیرند محیط اجتماعی جدید
وفرهنگ حاکم برآن وامکاناتش تنها باید برای بهترزیستن وبهتربهره بردن و بهترساختن
آینده استفاده شود ولی نمی تواند و نباید رفتارهای اجتماعی موجب گردد تا ارزیابی
ها درمورد اصالت فرهنگی و اخلاقی ایرانی به صورتی درآید که خدشه به اعتبارواحترام
یک ملت وارد آید.
دورشدن از یکدیگر ، بی تفاوتی نسبت به آنچه در
اطراف جامعه خودمان می گذرد و نادیده گرفتن و یا گذشتن از کنار موارد منفی و دست
ها را از هم جدا کردن و هر یک به راه خویش رفتن ، بدون آن که احساس نیاز به با هم
بودن کنیم درد های اجتماعی واخلاقی ونکات منفی و مضریست که باید ازآن دوری گزید.
این قبیل رفتارها درهرکجا و درهرمورد و مقطع که
صورت گیرد زمینه را برای ارزیابی منفی ازمردم یک جامعه فراهم می سازد .
ما ملتی فرهیخته ولایق احترام واعتبارجهانی هستیم
که باید بجای فراهم آوردن چنین زمینه هائی ازارزیابی ، درکناریکدیگر قرارگیریم
وازچنان همبستگی وهمراهی وهمیاری برخوردارباشیم که به هرکجا میرویم برصدرنشینیم
وهرچه می کنیم سرمشق دیگران قرارگیرد. باید ازما بیاموزند که چگونه زندگی کنند
وچگونه دوست بدارند وچه سان با هم باشند ودرتمامی زمینه ها ما را الگو قراردهند.
چرا که ما لیاقت آنرا داریم وبدنیا نشان داده ایم که درطول تاریخ ایرانیان بسیاری
بوده وهستند که سنگ زیربنای بسیاری ازتمدن های بشری را بنا نهاده اند ودربسیاری
ازنقاط جهان ونیزدرزمینه های علمی و ادبی وفرهنگی و اقتصادی وسیاسی جایگاه ویژه
داشته ودارند ولذا ملتی با این پشتوانه ها را نمی توان دست کم ارزیابی کرد ،
مگرخود ارزش خود را نداند!
بگذارید مثالی بسیارساده وبهتربگویم خاطره ای تلخ
برایتان بازگوکنم تا شاید به روشن کردن هدفم ازاین نوشتارکمک کند.
بیش ازسی واندی سال پیش ، درتهران زندگی می کردم
وشبی تا د یروقت میهمانی داشتم که خانمی بود آمریکائی وبا همسر ایرانی خود آمده
بودند برای چندمین بارایران را ومنسوبین آن آقا را دیدارکنند. شب ازنیمه گذشته بود
ودرهنگام رفتن آنان را
با اتومبیل خود به قصد محل سکونتشان می بردم .
درست به یاد دارم ، زیرا ازبدترین خاطرات زندگی من است که درچهار راهی به چراغ
قرمزبرخوردم وایستادم ، چند ثانیه ای گذشت وخانم آمریکائی ازمن پرسید چرا ایستاده
ای؟ گفتم ، چراغ قرمز است ! با زهر خندی گفت ، برو! اینجا ایرانه!! ومن البته
نرفتم و ماندم تا چراغ سبزشد ، ولی در این اندیشه بودم که چگونه او بدین ارزیابی
رسیده است ودردی که این طرزتلقی ازخصوصیت ایرانی و ارزیابی این خانم آمریکائی بردل
من نهاد وخدشه ای که وارد کرد سالیان سال است با من است .
آیا بواقع ، ما ملت بزرگ و پرازپیشینه های فرهنگی
وعلمی وادبی واثرگذاربرتمدن بشری لایق چنین ارزیابی هائی هستیم؟!
ایا دردمان نمی گیرد اگردرخاطر مردمان دیگرنقاط
جهان و آنان که خود هم چون ما ولی سالیان پیش به این سرزمین آمده اند و چیزی در
چنته فرهنگی خود ندارند ما را مردمانی بی توجه به اصول و قواعد اجتماعی و روش های
انسانی و اخلاقی ارزیابی کنند و یا به عدم صداقت درمناسبات و بی تفاوت به اصول
بشناسند و در ذهن بگویند (( ایرانیند دیگر! )) .
اجازه دهید یک مثال بسیارساده ولی قابل مشاهده وبنظر
نگارنده ، ابزاری موثر درارزیابی عمومی بزنم ، گلایه نیست وفقط برای اثبات آنچه می
نگارم بکارمی رود و قضاوت را به شما خواننده گرامی وا می گذارم.
روش عرضه وتوزیع نشریات ایرانی درمکان های گوناگون
متفاوت است ، برخی آنها را درقفسه های منظم قرارمی دهند و بعضی درانتهای فضای
فروشگاه و یا محیط کارخود و دسته ای دربیرون ازمحل کارودرفضای آزاد وتعدادی
نیزدرمحوطه بیرونی ساختمان های تجاری مانند دفاترومطب پزشکان وغیره ،تا یک نفراز
راه برسد و بردارد و باخود به محل کار ببرد.
درهرحال هرکس بفراخورامکانش با این مقوله برخورد
می کند . حال به دیدگاه ها توجه می کنیم ، طبعا آنجائی که نشریه ای درمیان گل ولای
وباد و باران می غلطد ، ارزیابی آن کس که ببیند ، با جائی که نشریه درقفسه ای منظم
ومرتب چیده شده ، در ارتباط با جایگاه مطبوعات درمیان جامعه ایرانی ، متفاوت خواهد
بود
بارها از طرق گوناگون شنیده ام که تلاش شده هزینه
های تولید و توزیع نشریات ازطریق خوانندگانشان تامین شود وهیچیک تا کنون موفق
نبوده اند ومردمی که درحقیقت متولیان وصاحبان اصلی مطبوعات هستند و نشریات بهترین
ابزاربرای بازگو کردن نقطه نظراتشان دریک جامعه آزاد است حاضر نیستند حتی کمترین مشارکتی
در این مورد داشته باشند و کوچکترین هزینه زندگیشان خرید نشریه باشد و درنتیجه
نشریات برای ادامه رسالت خود دست بدامان صاحبان مشاغل و بازرگانان و ارائه کنندگان
خدمات گوناگون شده و ازاین راه قادرند سرپا بمانند و بواقع جادارد ازاین گروه
سپاسگزاربود که وظیفه مردم را بعهده گرفته و موجبات زنده ماندن رکن چهارم آزادی را
فراهم می آورند . تنها یک نکته دراین مورد قابل توجه است و آن اینکه مطبوعات
وامدارمشاغل و صاحبان آنها خواهند شد وعملا مردمند که حقشان را به کمترین بها می
فروشند واجازه احقاق حق خود را در مواردی که نادیده گرفته شود ازخود می گیرند . و
این زیان عمومیست که مردم براحتی به خود وارد می سازند . در حالی که با پرداخت
هزینه های تولید و توزیع یک نشریه ، آنرا قادرمی کنند ازمنابع و کارشناسان و
متخصصین و امکانات ارزشمندی بهره بگیرد که درنهایت تاثیرمثبت و فوائد آن نصیب مردم
خواهد شد وازطرفی ارزش واعتبارنشریه بدلیل مفید بودن برای تولید کننده و توزیع
کننده محفوظ می ماند وهیچکس بر دیگری منتی ندارد.
این کوچکترین نمونه ایست که می توان بعنوان
ابزارارزیابی دیگران ازجایگاه ارزشی وفرهنگی یک جامعه نام برد وبه همین دلیل
وبخاطر اهمیت فوق العاده ای که دارد مطرح شد .
تکلیف هرایرانی وطن پرست وعلاقه مند و معتقد به
ارزش های اخلاقی وانسانی این است که درتمامی امورزندگی بنحوی عمل کند که به حقوق
عمومی یعنی ارزیابی ازفرهنگ واخلاق و جایگاه همگانی یک جامعه خدشه وارد نشود
ووظیفه هرایرانی متعهد است که دراین رابطه بی تفاوت نماند وچنانچه با مواردی
برخورد می کند ، حد اقل نظر خود را بیان کند و درمقابل مواردی که بواقع زیان و
ضرراجتماعی به همراه دارد بایستد. همانگونه که اگربه اموال اوزیان وارد می شود
درصدد احقاق حق خود بر می آید درمورد حقوق اجتماعی خود نیزحساس بوده وعکس العمل
مناسب ازخود نشان دهد
درفرهنگ سنتی ما ، ضرب المثلی هست که می گویند ((
احترام امام زاده را متولی آن نگهمیدارد ))!
یادمان باشد ، ما در این کشور متولیان ایرانیم ،
امام زاده ما ایران است ، ما متولیان اعتبار گذشتگانیم ، ما متولیان کسانی هستیم
که گفته هایشان زینت بخش بزرگترین مجامع فرهنگی ، انسانی و اجتماعی جهان است ، ما
متولیان ارزش های انسانی و اقتدار نیاکانمان هستیم که نامشان در برگ برگ تاریج ادب
و فرهنگ و علوم جهان نقش بسته است ، ما متولیان ایرانیم و باید آنرا و تمامی آنچه
به آن مرتبط است پاس بداریم.
نوروز را ، آداب را ، نوشته هایمان را ، سنت
هایمان را ، وازهمه بیشترو بهتراعتبارانسان بود نمان را پاس بداریم .
این آرزوی محالی نیست ، چرا که ما ایرانی هستیم
ولایق آنیم.
No comments:
Post a Comment