دکتری
خوب و عزیز ومهربا ن
حاذق
و دانا به کارش بی گمان
نسخه
ای پیچیده ما را بس تمیز
سفره
ای رنگین پرازسبزی درآن
ازبرنج
و گوشت ما را منع کرد
چون
که هم بیهوده است وهم گران
گفته
تا جان دربدن داری بدان
با
ید ت سبزی خوری درهرمکان
گاه
گاهی هم اگر وسعت رسید
ماهی
دریا ، کمی هم ماکیا ن
چون
درونت پرشده بیهودگی
بایدت
شویی درون جسم وجان
چند
روزی گشته قوتم تخم مرغ
با
کف دستی فقط یک لقمه نان
گفته
باید هیکلت زیبا شود
اشکمت
رفته فرووزنت چنان
گرتو
د ستور مرا اجرا کنی
مدتی
دیگرتو گردی قهرمان
نیک
میدانم که مقصودشکجاست
او
به دنبال من است و آن زمان
اوبراین
باورکه چندین سال پیش
بهترازامروز
بودم بی گمان
گفتمش
ای دکتر حاذق ولی
این
امان نتوان نمودش آن امان
راه
طولانی سپرده رفته عمر
رسته
از بود و نبود این جها ن
چند
روزی شاید او مهمان توست
لطف
کن نانش نبر اورا بخوان
نسخه
ای ده رنگ رنگ و پرغذا
ازفسنجان
وخوراکش هم ز بان
یک
طرف سیخ کباب وآن طرف
قورمه
سبزی یا که قیمه توامان
این
دو روز عمرکوته بنده را
غرغر
اشکم به روزوشب مران
گرتعهد
میکنم از روی صدق
دست
بردارم نخواهم من فلان
میتوانم
لقمه ای نان و پنیر
صبحدم
گاهی کنم من نوش جان
یا
همان آش وهما نش کاسه است
تخم
گنجشگی بمالم بر زبان
ای
خدای گشنگان رحمی نما
دکترم
با من نما تو مهربا ن
No comments:
Post a Comment