Sunday, 6 November 2011

برگشته ازپیش خدا


ا ی که برگشته ای از پیش خدا  
به یقین توی دلت کردی  دعا
مرد و مردانه بگو وقت نماز
به کجا بوده  حواست به کجا
یاد همسایه بیمارت بود 
یا که درفکرنخود یا لوبیا
سرکه بگذا شته بودی برمهر
برلبت ذکرچه  بد نرخ ربا؟
مرگ من وقت پرانیدن سنگ
فکرشیطان تو سرت یا قا لیا   
ببینم وقت دویدن به صفا
دل تو تنگ نشد بهر دوا! ؟
تا لب تشنه به یک جرعه آن
برهانی تو ولو کرده خطا
راستی راستی با خدا حرف زدی؟
گفتی ازمعرکه نرخ طلا
موقع کشتن گوسفند زبون
پیش چشم تواومد خون جگرا ؟
فکر کنم رفتی تو بازار منا
بخری یک کفن و دو تا قبا
وقت مردن بپیچن دور و برت
تا بری گول بزنی بازم خدا
غافل ازاینکه خدا خوب میدونه
حیله های تو وصد مثل تو را
به دعا و به نماز و به کفن
نکند درد تو را چاره خدا
دل مسکین چو کنی شاد یقین
بهترازرفتن حج بهر ریا 

No comments:

Post a Comment