خالق هستی
ای
همه ی هستی من زان تو
جان
جهان بسته به پیمان تو
چرخ
فلک گرکه بچرخد زتوست
عالم
و آدم همه مهمان تو
آنچه
تو خواهی به جهان آن شود
ماهمه
بندیم به زندان تو
مهرتوهرکو
که نشاند به دل
عاشق
و شیدا شده برجان تو
برمن
مسکین نظر ازلطف کن
زندهام
ازذره احسان تو
آنکه
تو مهمان کنی اش در سرای
باده
رضوان چشد ازخوان تو
عشق
تو دردل چو نشیند یقین
پرشود
از نورو ز ایمان تو
نورتو
بر کل جهان تا فته
منبع
نور است به ایوان تو
دست
به دا مان تو دستم بگیر
حاجت من گوشه چشمان تو

No comments:
Post a Comment