زمانی زنده بودن را خوش آید
که تو قادر به کار و نیک احوال
عزیزانت کنار و یار در پیش
نه هر یک را نبینی سال تا سال
مثال شاخ شمشادی به قامت
دو چشمانت بود تیز و سبکبال
بهر سو میروی رهوار پایت
میان دوستان با قیل و با قال
در افتادی ز پا رفتن تو را به
که ماندن اینچنین کس نیست خوشحال
No comments:
Post a Comment